
چقد زود میگذره!ی سال کامل خونه بودم ولی هرچی ب پشت سرم نگا میکنم چیزی یادم نمیاد.انگار همین دیروز بود ک وسایلموجمع کردم و گفتم میرم مرخصی تا یه سال دگ.بااینکه ساعت کاریم زیاد نیس ولی همون صبح تاظهر سرکار خیلی خیلی سخت میگذره..خیلی دلم تنگ میشهخیلی فکرم پیششهخیلی استرسشو دارمخیلی غصه میخورم ک مجبورم تنهاش بزارم.ب فکر استعفا افتادم ولی درنهایت بعد کلی سروکله زدن با احساسم و منطقم، تصمیم بر این شد ک کارم رو ادامه بدم...بخاطر آینده پسرم..سخت ترین تصمیم زندگیم رو تا الان گرفتمامیدوارم وقتی بزرگ شد پی...
ادامه مطلب
26 آذر هم گذشت... دیروز ماهگرد عقدمون بود:) چراانقد زودمیگذره؟؟؟:-/ xa0 همه چی خوبه فقط ی اتفاق بزرگ بد توراهه. خدایا خودت کمکم کن. (نیلوفر!) xa0...
ادامه مطلب